عرفان گلي ماعرفان گلي ما، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره
ني ني وبلاگمونني ني وبلاگمون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

پسرم عرفان

عكسهاي دلبندم تا امروز و سفره حضرت علي اصغر

سلام دوستاي گل ماماني عزيز و خاله هاي مهربون و ابجي هاي ناز پنجشنبه مصادف با ولادت امام محمدباقر و اول رجب سفره علي اصغر برگزار شد. خدا به حرمت جناب علي اصغر همه حاجتمندها رو حاجت روا بگردانه انشالله. وسايل سفره ما شير و خرما و حلوا و شكلات و كيك و باقلواي آستارايي و شله زرد و ميوه بود كه طوري پذيرايي شده كه توي مشماي دستي ببرن خونه و با خانواده ميل كنن.اول مجلس شمع ها رو روشن كردم و با دلبندم سر سفره نشستم و مداح دعاي توسل رو خوند و بعد روضه علي اصغر و بعش هم بدرخواست خاله عرفان حديث شريف كسا خونده شد . اخر مجلس هم كه بخاطر مولودي خاني ولادت امام محمد باقر همه شكلاتهايي كه براي مراسم اورده بودن باز شد و بين مدعوين پخش شد . اخرشم ...
13 ارديبهشت 1393
24348 4 30 ادامه مطلب

با زردي نوزادم چيكار كنم؟

سم الله الرّحمن الرّحیم وصلی الله علی محمّد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدایهم اجمعین وقتی یک جمع نگران و مضطرب که اغلب شامل یکی از مادربزرگ ها، پدر و بسیاری از مواقع عمّه یا خاله یک نوزاد می شوند؛ به مطب پزشكان مراجعه می کنند؛ تشخیص اوّل آن است که نوزاد آنها دچار زردی شده است و قدم این نو رسیده، به جای مبارکی و خوشحالی، اضطراب و تشویش را به همراه آورده است. امّا چرا این بیماری که تا سال های نه چندان دور، بدون نیاز به مراجعات پزشکی و توسّط همان تیم کارشناسی مادربزرگ ها! به راحتی درمان می شد هم اکنون این قدر نگران کننده شده است که گاهی مادران باردار از ابتدای حاملگی به فکر یافتن راه چاره ای برای پیشگیری از زردی نوزادی هستند ک...
13 ارديبهشت 1393

نوزادم دل پیچه داره چیکار کنم؟

دو روزه که دلبندم دلپیچه داره و منو شدید ناراحت کرده دیروز شربت گریپ میکچر گرفتم خیلی اروم شده اما تحقیقاتی انجام دادم که بدین صورت به اطلاع دوستان می رسانم برای مامانای تازه مثل خودم خیلی مفیده. باز هریک از دوستان راهکار بهتری داشت خوشحال میشم در بین بزارن. امروزه هر وقت نوزادی شیرخوار دل درد و دل پیچه می گیرد، اولین کاری که برخی از خانواده انجام می دهند دادن عرق نعناع برای رفع نفخ نوزاد می باشد و یا اینکه شربتهای شیمیایی ضد نفخ به کودک می دهند، درحالیکه ممکن است  مشکل چیز دیگری باشد لذا در این خصوص موارد ذیل توصیه می شود: در چنین حالتی اولین چیزی را که باید کنترل کرد، اجابت مزاج شیرخوار است لذا حتماً مراقبت نمایید تا بچه ...
6 ارديبهشت 1393

روز چهارم ولادت عرفان و مشكل زردي

سلام عزيزانم . عرفانم روز 31 فروردين همزمان با روز مادر بدنيا اومد. سن حاملگي 36 هفته و 3 روز بود و وزنش 3 كيلو و قدش 45 سانت و دور سر 35 سانت. مي دونستم كه دچار زردي وزادان ميشه و منتظر بودم خوب نشون بده بعد. ديروز ازمايش گذاشتن و 14 و نيم بود و دستگاه اورديم خونه و دكتر عصاره شيرخشت داد كه بهش بخورونم و خودم هم مايعات زياد بخورم و زياد شيرش بدم. الحمدلله عرفان شيرخودمو خوب ميخوره و خودم هم كپسول شيرافزا ميخورم. بخاطر سزارين و عوارضي بيحسي گردن دردم زياده اما خيلي بهتر شدم و دكتر گفته مايعات زياد بخورم خصوصا كافئين دار زياد بخورم مثل چاي و قهوه و نوشابه. عكس عرفانمو توي دستگاه ميزارم. البته باباييش و مادر بزرگها از اينكه عرفان بره توي دستگ...
4 ارديبهشت 1393

پسر عجولم عرفان اومد

سلام به همه دوستان . پسرم روز 31 فروردين اومد تا ثابت كنه كه اردبهشتي نيست و فروردينيه. روز 30 فروردين بمناسبت روز آزمايشگاه رفتم بيمارستان براي بخور بخور. منتها گفتم كه حالا كه اومدم برم بهداشت براي چكاپ تا دو روز ديگه دوباره نيام از خونه بيرون. اما همينكه بهداشت ضربان قلبشو گوش كردن گفتن كه ضربان نامنظمه و بايد برم زايشگاه براي گرفتن نوار قلب و اطمينان از سلامتي جنين. باور نكردم كه عرفان مشكلي از لحاظ قلبي داشته باشه و رفتم زايشگاه و همكارام بهم دستگاه وصل كردن و ابراز كردن كه نوسان داره ضربان قلبش و دكتر بايد بياد و ببيندش. دكتر هم اومد و گفت كه بايد برم شهر اردبيل تا اگه بدنيا اومد امكانات اي سي يوي نوزادان داشته باشه. باورم نميشد ...
4 ارديبهشت 1393

تمرینات ورزشی در بارداری + عکس

  حرکت SIT  BACK یا نشستن به پشت : در حالت نشسته کف پاهایتان را به هم بچسبانید و از بدن دور کنید، در این حالت بالا تنه خود را صاف کنید و هر دو دست را به موازات هم روبه جلو قرار دهید. به آرامی بده خود را رو به عقب ببرید و چانه را به قفسه سینه نزدیک کنید؛دقت کنید که حتما" بدن شما رو به عقب قوس بگیرد؛ سپس دستها را روی بگذارید و چانه را بیشتر به قفسه سینه نزدیک کنید. انجام حرکت ۵ تا ۲۰ تکرار، توجه کنید این تمرین تا ۳ ماهه اول بارداری باید انجام شود   حرکت پوش آپ روی دیوار : در مقابل دیوار با فاصله ی یک متر بایستید و دستها را به دیوار تکیه دهید . با کمک دس...
28 فروردين 1393

يخورده آرامش ماماني در پايان هفته 35 بارداري

سلام عزيزانم. دوستاي خوبم . ماماني مهربون. مامانهاي آينده. امروز تصميم گرفتم برم پيش دكتر شهبازي تا شايد معلوم بشه كه عرفان كي و چجوري بدنيا مياد. خانوم دكتر واقعا منو شرمنده كرده و هميشه هوامو داشته. تا رفتم پيشش صدام كرد و سونوگرافي رو ديدو بهم گفت كه خب ديگه چيزي نمونده و بيشتر از تو ما عجله داريم ديگه 20 ماه بعد برش ميدارم. خنديدم و گفتم خانوم دكتر من زايمان طبيعي ميخوام. با تعجب نگام كرد و گفت واقعا؟ گفتم اگه شما صلاح بدونين و اندازه لگنم خوب باشه دوست دارم زايمان طبيعي داشته باشم. خنديد و از جراتم تعجب كرد و گفت برو روي تخت بخواب بيام شكمتو ببينم. بعد اومد ضربانشو چك كردو اندازه شكمم رو گرفت و فشار خون گرفتن . بعد همه چي خوب ...
24 فروردين 1393

مسمای مرغ آستارایی و ناهار امروز ما

سلام به همه دوستان. ناهار امروز یه غذای محلی هست که براتون میذارم. امیدوارم بپزین و بخورین و خوشتون بیاد. اول مرغ رو به تعداد تکه کرده و لای گوشت رو چند جا برش می زنیم و ادویه و نمک و ابلیمو می زنیم و میذاریم کنار.   بعد پیاز رو حلقه خورد کرده و آماده سرخ کردن می کنیم. بعد روی حرارت تند اوا می ذاریم و بهم می زنیم تا بخار کنه و نرم بشه و بعد روغن میریزیم و با حرارت ملایم تفت می دهیم. بعد مرغ رو با اب کم و یخورده پیاز خورد شده می ذاریم اب پز بشه که من جوانه های پیاز رو حیف دونستم خورد کردم توی مرغ و گذاشتم اب پز بشه. وقتی پیاز خوب تفت داده شد و به قهوه ای گرایش پیدا کرد مقداری رب گ...
20 فروردين 1393

شیطونی های عرفان و نگرانی مامان و بابا در این ماه آخر

سلام پسرکم. ماشالله خیلی شیطون شدی ها. دیشب ساعت 12 ما رو نگران و راهی زایشگاه کردی آخه اصلا تکون نمی خوردی. تا رسیدیم اونجا شروع کردی به حرکت. عزیزم نصف شبی گردش در خیابان هوس کرده بودی؟ کلی صدای قلب و چک فشار خون انجام شد و مامانی هم کلی با همکاراش شوخی کرد و خندیدیم . بابایی هم بیرون زایشگاه داره استرس می کشه. آخرش به همکارم گفتم به باباش بگین نگران نباشه مشکلی نیست. بعد 20 دقیقه طول کشید تا نوار قلب گرفتن. اونقدر تکون میخوردی که دوست مامانی ذوق می کرد. نمی دونم شایدم میخواستی نصف شبی با دوستای مامانی بازی کنی. خلاصه همه چی خوب بود و اومدیم خونه. شیطون بلا !!!!!!!!!!!!!!! تا خود صبح لگد زدی چپ و راست و نذاشتی بخوابم. تو که حوصله لگد داشت...
16 فروردين 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم عرفان می باشد